آدمی فربه شود از راه گوش// جانور فربه شود ازحلق و نوش»
مثنوی
«آدمی مخفی است در زیر زبان// این زبان پردهاست بر درگاه جان»
مثنوی
«آزمودم مرگ من در زندگی است// چون رهم زین زندگی، پایندگی است»
مثنوی
«آفت ادراک آن حال است و قال// خون به خون شستن محال است و محال»
مثنوی
«آنچه اندر آینه بیند جوان// پیر اندر خشت بیند بیش از آن»
مثنوی
«از پی هر گریه آخر خنده ایست// مرد آخربین مبارک بنده ایست»
مثنوی
«از محبت، نار نوری میشود// وز محبت، دیو حوری میشود»
مثنوی
«پا تهی گشتن بهاست از کفش تنگ// رنج قربت به که اندر خانه جنگ»
مثنوی
«پیش چشمت داشتی شیشه کبود// زان جهت عالم کبودت مینمود»
مثنوی
«ای خنک آن را که پیش از مرگ مرد// یعنی او از اصل این زر بوی برد
مـرگ تبدیلـی که در نـــوری روی// نه چنان مـرگی که در گـوری روی»
مثنوی
«ای که تو از ظلـم چاهی میکنی// از برای خـویش دامی میتنی»
مثنوی
«این جهان کوهاست و فعل ما ندا// باز گردد این نداها را صدا»
مثنوی
|